نامسلمون

نمی دونم که چی شد، یهو شدی عزیزم
تا به خودم اومدم، دیدم واست می میرم
حالا که عاشقت شدم، پشتمو خالی می کنی
رفتی حالا حق دلو، از کی باید بگیرم
حالا که دیوونتم، تنهام می زاری، این رسمش
حالا که زندگیمی، تنهام می زاری، این رسمش
مگه نامسلمونی، خدا نداری، این رسمش
یکمی که فک کنی، می بینی جز من، کسی نداری، این رسمش
+ نوشته شده در سه شنبه ۳ فروردین ۱۳۸۹ ساعت 4:0 PM توسط هانیه
|
اینجا مخفیگاه منه به مخفیگاه تنهاییهای من خوش اومدی :-*